|
خروس جنگی
این انجمن به کمک «غلامحسین غریب» در زمینهی ادبیات، «حسین شیروانی» در زمینهی تئاتر، «مرتضی حنّانه» در زمینهی موسیقی و با مدیریت جلیل ضیاءپور و فعالیت او در زمینه نقاشی (هنرهای تجسمی)، با هدف روشنگری اذهان نسبت به هنر نو، شروع به انتشار مجلهای با همان نام کرد. استاد ضیاءپور در خصوص علت انتخاب نام «خروس جنگی» میگوید: «خروس از نظر ظاهر اندام، موجودی قرص و مهاجم و از نظر رنگآمیزی، جلوهگر؛ از نظر هویت (در ادبیات ما) نمایندهی فرشتهی بهمن و به عنوان طلایه، وظیفهاش بیداری مردم بوده است و چون هیبت زیبا و رنگین خروس به نقاشی نزدیک و خود نیز مظهر جنگ و مبارزه است، نشانهای مناسب برای اهداف انجمن محسوب میشد.» انجمن با پذیرایی افرادی چون نیما یوشیج، منوچهر شیبانی، محمود پورتراب و افرادی دیگر در زمینههای هنر نو، موج جدیدی را در راه هنر آغاز مینماید. لازم به ذکر است، نیما یوشیج به نشانهی همکاری با مجلهی خروس جنگی از شعر «شهر صبح» شروع کرد که در شمارهی اول آن مجله چاپ شد: از شهر صبح
قوقولی قو. خروس میخواند.
محل انجمن در آتلیهی ضیاءپور - خیابان تخت جمشید سابق، در بخش غربی دیوار کاخ شرکت
نفت - واقع بود، که در آن هر بعد از ظهر جمعه در یکی از زمینههای هنری سخنرانی میشد،
در پایان جلسه حاضران به پرسش و پاسخ میپرداختند؛ نمایشگاهی در این محل برگزار نمیشد
و فقط اختصاص به سخنرانی داشت و استاد ضیاءپور با سخنرانیهای هفتگی در این انجمن و
سایر مراکز و نوشتن مقالات تئوریک و نقدهای فنی در باب نقاشی نو، به ترویج دیدگاههای
هنر نو همت میگمارد.
استاد در مورد انگیزه های حرکتی و فعالیتی خروس جنگی چنین میگوید: «ما بر مبنای شعار خود:
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر / سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر هیچ عقبگرایی و واپسگرایی را بیپاسخ نمیگذاشتیم و تا جایی که آگاهیهای ما اجازه میداد، عوامل بازدارندگی و سودجویی را بطور قاطع برکنار میزدیم و افشاگری میکردیم. در واقع خروس جنگی مبارزهای در برابر کهنهپرستی و سنتگرایی به دور از واقعیات زمانه داشت.» تأثیری که این حرکت در روند هنر نقاشی معاصر ایران برجای گذاشت، برکسی پوشیده نیست، چنانکه در سال 1355 نشریه انگلیسی زبان شورای عالی فرهنگ و هنر نوشت: «نقاشی معاصر ایران در سال 29-1328 در عرصهی مجادلهی هنر کهنه و نو، از طریق نقاشیها و نوشتههای جلیل ضیاءپور وارد مرحلهی تازهای شد.» از سال 1327 بحث در زمینهی نقاشی مدرن اوج گرفت که مرکز این مجادلات فرهنگی و هنری، انجمن و مجلهی خروس جنگی بود. استاد در همین زمان دوازده کنفرانس دربارهی نقاشی مدرن و تعدادی مقالهی کوبنده و آگاه ساز در برابر نقاشان کلاسیک و مبلغان غربی که همراه هم در برابر نقاشی نو در یک جهت حرکت میکردند، انتشار داد. در این زمان سه گروه بطور مشخص از دشمنان و مخالفان اصلی استاد محسوب میشدند: گروه نخست تودهای ها بودند که میگفتند نقاشی باید برای همه قابل درک باشد که حتماً پرتقال فروش هم آن را بفهمد؛ گروه دوم مینیاتوریستها بودند که بطور کلی با هنر نو مخالفت میکردند و سومین دسته رئالیستها بودند که تحت حمایت اشراف بودند و میگفتند که باید کارهای رئالیستی کشید. این سه گروه با همدیگر بر علیه استاد تبانی میکردند. گفتگوها و دشمنیها کار را به مجلس وقت کشاند، تا جایی که مجلس، وزیر کشور را استیضاح کرد که چرا اجازه داده است کتابچهی خروس جنگی درسطح هنرستانها، دبیرستانها و دانشکدهها منتشر شود و افکار توده ای ها را تبلیغ کند؟ به همین دلیل مجله توقیف و استاد ضیاءپور (نویسندهی مقالات کوبیسم) به دادگاه تخلفات اداری خوانده شد. در بازجویی از وی پرسیده شد که چه کسی او را مأمور اشاعه کوبیسم کرده است؟ و چرا از کوبیسم صحبت میکند؟ پس از توضیحات علمیو هنری استاد ضیاءپور در باب کوبیسم، از وی بابت توقیف مجله خروس جنگی عذرخواهی میگردد و به ایشان گفته میشود: «ما فکر کردیم کوبیسم یعنی کمونیسم!» استاد پس از بسته شدن مجله خروس جنگی مجله دیگری را به نام پنجه خروس تأسیس کرد و پس از آن در نشریه کویر به انعکاس افکار خود پرداخت. او تعدادی از آثار نقاشی خود را در گالری آپادانا، انجمن آناتول فرانس، انجمن هنری گیتی و باشگاه مهرگان به نمایش گذاشت و سخنرانیهایی را نیز در مورد هنر نو، نوگرایی و عقب ماندگی ایراد کرد. پس از سر و صداهای زیادی که در رادیو، مجلات و مجلس علیه ضیاءپور و هنر نو برپا شده بود، استاد دست به نوعی آشتی میان هنر سنتی و موج تازه کوبیسم زد. وی با استفاده از اشکال هندسی و هنر تزئینی که از کاشی کاری مساجد و تقسیم بندیهایی که در نقاشیهای کوبیسمیاش دیده میشد، برای نخستین بار طرح نوینی را در هنر مدرن ایران رقم زد. |